باران می بارد

باران می بارد

پیشتر از آنکه پیاله ام خالی شود

پیاله ات را بیاور

نگذاریم تمام شود

آنچه از من و تو می ماند

همین است

فقط یک پیاله باران

 

نعمت نعمتی در گفتگو با ایسنا گفت: سالهاست خوزستان در حسرت یک انجمن ادبی خوب خمیازه می کشد

گفتگوی نعمت نعمتی با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران " ایسنا "را اینجا بخوانید :

نعمت نعمتی : سالهاست خوزستان در حسرت یک انجمن ادبی خوب ، خمیازه می کشد.

باران آمد

باران ، آمد

باران ، مهربانی آورد

نگاه کن

باران دارد می آید

اگر به کلبه ام بیایی

می دانی که

ناهار

فقط یک پیاله باران داریم

دومین مجموعه داستان نعمت نعمتی رسید

 خبر ِ خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) را اینجا: دومین مجموعه داستان نعمت نعمتی رسید  بخوانید.

داستان کوتاه " دلم برای باران تنگ شده است" نوشته ی نعمت نعمتی

 

اینجا را کلیک کنید و داستان کوتاه دلم برای باران تنگ شده است را در وبلاگ ادبیات داستانی بخوانید و نظر دهید.

این داستان یکی از داستان های کتاب مجموعه داستان " سال هزار و سیصد و هیچ " می باشد.