کبوتر

کبوتر را جلد کرده ام

تا بی هیچ هراسی

دانه های محبت از دستانم برچیند

نگاهش ، حرفهای نا گفته را برایم هجی می کند

می لرزد دلم

وقتی می گوید : " تنهایی ، چاه را می خشکاند"!

                                                        نعمت نعمتی

نقد ایوب بهرام بر مجموعه داستان «مثل باران، مثل بودن» نوشته نعمت نعمتی

ایوب بهرام در نقد مجموعه داستان "مثل باران، مثل بودن" نوشته نعمت نعمتی گفت: شخصیت‌های داستان‌های نعمتی دست‌چین شده نیستند. همه تیپ آدم را می‌توان دید. ویترین نعمتی پر است از شخصیت‌هایی که به نوعی بی‌گناه، ساده و پاک هستند اما هستند. مثل گوژپشت، مثل رضا و حسن و سمبو و خاله خاور و البته مثل معصومه.

ایوب بهرام در یادداشتی که در نقد و بررسی مجموعه داستان "مثل باران، مثل بودن" نوشته نعمت نعمتی در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان قرار داده نوشته است: در مورد مجموعه داستان "مثل باران، مثل بودن" پیش از این استاد قباد آذرآیین، نویسنده توانای جنوبی، در سایت "مد و مه" یادداشت تاثیرگذاری با عنوان "صادق، مثل باران" نوشته که خود عنوان گویا است و نیازی به تعبیر و تفسیرندارد. علی رشوند، مدیر سایت "هرانک"، نیز نقدی بر این کتاب نوشته و آنرا ستوده است. همایون نور علی‌پور که از داستان‌نویسان دزفول می‌باشد و سحر سهیلی نیز اخیرا بر این کتاب نقدی نوشته که بسیار موشکافانه آن را بررسی کرده و قلم استاد نعمت نعمتی را  ساده و روان دانسته و بر این باور بوده که نگاه نویسنده به مسايل مهم روانشناختی  و جامعه‌شناسی است که داستان‌ها را گیراتر به مخاطب ارائه میدهد.

او ادامه داد: کتاب را برمی‌دارم. ورق می‌زنم. به فهرست داستان‌ها، نگاه می‌کنم: "مثل باران، مثل بودن". رها می‌شوم توی کوچه پس کوچه‌های باران خورده و سایه‌ای را می‌بینم  که به دنبال صاحبش می‌گردد: «-آقا کجا میری؟  -هیچ جا. -خیس شدی بیا بالا. -دوست دارم قدم بزنم. خیلی ممنون...».

وی اظهار داشت: دوست دارم قدم بزنم. زیر باران، توی کوچه‌های باران خورده که روحم را جلا دهد و مرا ببرد به آن بالا بالاها... وقتی به مقدمه استاد صفدر تقی‌زاده دقت می‌کنم، می‌بینم راست می‌گوید. در جای جای نوشته‌های استاد نعمتی جای قدم‌های باران، دیده می‌شود. بارانی که آرام می‌بارد. همه چیز را پاک می‌کند. دست آدم‌ها را، دل آدم‌ها را و حتی خاطرات غبارگرفته آدم‌ها را پاک می‌کند.

بهرام خاطرنشان کرد: در دنیای استاد، آدم از سرما و خیس شدن زیر باران، حتی در چله زمستان نمی‌ترسد و نگران نیست . «"سمبو نگاهی از روی شرم به او افکند: گرمم شده بود» «معصومه، تبسم کرد و گفت: بهار داره از راه می‌رسه، سرمانخوری -نه، مو عادت دارُم...».

وی گفت: خیس از باران، توی محله سمبو، سرخیابان ایستاده‌ام منتظر تا معصومیت معصومه را یک بار دیگر ببینم و عرق کردن سمبو را که حرف‌های نگفته یک نسل روی زبانش کوه شده را گوش کنم، ولی بچه‌ها می‌گویند: «سمبو خیلی وقته رفته. مال تو فیلماس. من میگویم: نه! من خودم سمبو را دیده‌ام. باهاش زندگی کرده‌م .خیلی جاها، گریه‌هاش رو دیدم. من خودم دیدم که پیت آب رو روی شونه معصومه گذاشت. اما بچه‌ها فقط نگاه می‌کردند. گفتم: اگه سمبو دروغه، پس پیرهن ایران گاز هم دروغه. تیم صنعت نفت هم خیاله... مطمئن باشین که سمبو، راسته. سمبو، وجود داره. مثل تیم صنعت نفت. مثل پیرهن ایران گاز. مثل باران، مثل بودن.

این داستان‌نویس بیان کرد: کتاب را ورق می‌زنم. گوژپشت، دلواپسی، گرفتار، بی‌قرار، رگبار، همه‌جا کوچه‌های شرجی زده جنوب دیده می‌شود. توی بندبند نوشته‌ها، گذشته جنوبی‌هایی را می‌شود دید که هستند. ایده‌آل نیستند. واقعیتی هستند، عینی. آفتاب خورده، دوست داشتنی و محجوب. راهی می‌شوم کنار خط لوله نفت و راه می‌روم. لوله‌ها، داغ‌داغ شرجی هستند و تن سنگین خود را همه جا پهن کرده است. دوتا پسربچه دارند روی لوله‌ها، می‌دوند. دستهاشان را باز کرده‌اند و می‌خندند. یک دفعه، نگاه پسرک با نگاه من، چفت می‌شود.

بهرام یادآور شد: «خودشه. رضاست! اونم ، حسنه!» شخصیت‌های داستان "دو کبوتر زیر باران". «حتما قابلمه رو فروختن و پول سینما جورشده، شاید هم هنوز خونه نرفتن. صداشون می‌زنم: رضا، حسن! چه کردید؟ سینما چی شد؟ فیلم چطور بود؟ غول یک چشم؟ هرکول؟ ماسیست؟ خیلی ناقلایید!! پسرک بهت زده نگاهم می‌کند:"حسن کیه عمو؟ سینما چیه؟ حالت خوبه؟ انگاری خیالاتی شدی! خدا شفات بده! می‌گویم: من خودم از اول تا آخر بازی، باهاتون بودم. زمانی که ته نوشابه خاله خاورو خوردین. قابلمه رو درب و داغون کردین تا با پول فروشش، بلیط سینما بخرین. حتی وقتی زیرضربه‌های کمربند پدر جیغ می‌زدین، من کنارتون بودم. مثل همیشه، صدای خندهاشان توی ذهنم می‌پیچد و گم می‌شود».

وی تصریح کرد: قلم استاد بوی شرجی و بوی گرما می‌دهد. قلم نعمتی، جنوبی است. شناسنامه دارد. هویت دارد. بین هزار قلم می‌توان آن را شناخت. لهجه دارد؛ لهجه‌ای که هیچ‌وقت غبار نمی‌گیرد چون باران نمی‌گذارد غبار بگیرد.

این داستان‌نویس اظهار داشت: در دنیای نعمتی، شخصیت‌های مثبت، هرکسی می‌تواند باشد. می‌تواند دو پسر بچه باشند که آرزوی خوردن یک نوشابه کامل به دل‌شان مانده و تنها دل‌خوشی‌شان این است که ته نوشابه خاله خاور را بخورند. یا پسر سیاه‌پوستی که مرام و مردانگی را به دوش می‌کشد و با او، پیت آب را روی دوش معصومه می‌گذارد و با سادگی تمام از معصومه خواستگاری میکند «- معصومه، زنم میشی؟».

وی تاکید کرد: یا می‌تواند گوژپشتی باشد که چهره بسیار زشتی دارد که به نحوی همه از او فراری هستند و او خود را در اتاق حبس کرده، ولی نعمتی بدون این‌که بخواهد شعار بدهد با ظرافت خاصی به مخاطب می‌گوید: ببین عشق چه می‌کند؟ ببین همین گوژپشتی که خودش را حبس کرده بود، عشق چطور  قلبش را می‌لرزاند؟ قلبی که عاشق می‌شود. اگرچه، او هم مثل سمبو شکست می‌خورد، اما نعمتی این شکست رو می‌آورد و در دیدگاه همه  می‌گذارد و با یک نگاه روانشناختی به همه می‌گوید بپذیریم که زندگی همین است. گاهی این زندگی به شکل یک دختر زیبا می‌آید و دل یک گوژپشت را می‌برد و گاهی سمبوها و معصومه‌ها را از به هم رسیدن، دور می‌کند. کافی است اطراف‌مان را خوب، نگاه کنیم تا همه این شخصیت‌ها را ببینیم. کافی است از خیس شدن نترسیم و بزنیم به دلِ باران. کافی است وقتی باران می‌آید چترها را ببندیم تا مزه "مثل‌ باران، مثل بودن" را بچشیم.

اصل مطلب را می نوانید از اینجا در ایسنای خوزستان بخوانید.

 

آیین نکوداشت زنده‌یاد استاد حمید سمندریان در اهواز برگزار می‌شود

ستاد نكوداشت زنده‌یاد حمید سمندریان در اهواز آیین نکوداشت این استاد تئاتر را برگزار می‌کند.

رضا كیانی، دبیر این ستاد با اعلام این خبر به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: این آیین که ساعت 18 روز پنج‌شنبه (16 شهریور 91) در تالار آفتاب اهواز برگزار می‌شود شامل بخش‌های متنوعی مانند اجرای نمایش خیابانی "كودكانه" به كارگردانی محمد حردانی، اجرای موسیقی سنتی و سرود به سرپرستی مصطفی نیك‌پی است.

وی اظهار داشت: پخش تیزری ساخته مهدی دایر به این مناسبت و خواندن نمایش‌نامه‌ "گالیله"  اثر برتولت برشت به سرپرستی غلام طاهری از دیگر برنامه‌های این مراسم است.

كیانی خاطرنشان كرد: نعمت نعمتی، مجری برنامه، سیدجلال حسینی، مشاور هنری دبیر ستاد، نیاز حسینی، مسوول هماهنگی كمیته‌های اجرای برنامه، اتابك انوری، كارگردانی صحنه برنامه، ایمان نخلستانی، نور و صدا، سیدامیر موسوی، قائم مقام دبیر ستاد، از مجریان و عوامل اجرای این آیین هستند و فرشاد افرا و محمد علیدادی نیز در اجرای برنامه همكاری دارند.

وی افزود: مصطفی بوعذار، به عنوان مسوول كمیته اطلاع‌رسانی و روابط عمومی ستاد، و بهمن تقی‌پور و مجید شمیلی، گروه پشتیبانی، از دیگر عوامل اجرای این آیین هستند.

كیانی گفت: چاپ بروشور از برنامه‌های جانبی این آیین است و تیزری برای پخش تهیه شده كه گویندگی نریشن آن بر عهده میترا دهقانی است.

چرا؟

من به آمار زمین مشکوکم

اگر این شهر پر از آدمهاست

پس چرا این همه دلها ، تنهاست؟