شما می دانید خانه ی تئاتر آبادان کجاست؟ / نقل از هفته نامه ی یادگاری
سایه بان
شما می دانید خانه ی تئاتر آبادان ، کجاست؟
نمی دانم چرا تا نام "تئاتر" به گوشم می خورد به یاد "کفیشه" می افتم.به یاد آنجا که روزگاری ساختمانی داشت که بر سر در آن نوشته شده بود "خانه ی تئاتر" . آن جا که همه ی دوستان تئاتری جمع می شدند." اتود" می گرفتند ، گروههای مختلف تئاتری تشکیل می دادند و دلشان خوش بود به اینکه نمایش اجرا کنند.نمایش هایی مثل " چوب به دست های ورزیل " نوشته دکتر ساعدی ، "مرگ در پاییز" نوشته ی اکبر رادی و "گلدونه خانم " و " حالت چطوره مش رحیم " نوشته ی اسماعیل خلج.
نکته ی جالب توجه این بود که هیچ کدام از بچه های آن زمان به این فکر نبودند که بازی تئاتررا به عنوان ممر درآمد در نظر داشته باشند.از من بگیر که پدرم کارگر بود و خانه مان لین اروسیه تا احمد که پدرش پارچه فروش بود و درآمد خوبی داشت. گاهی هم در قهوه خانه ی پشت سینما شیرین جمع می شدیم. یک استکان چای می خوردیم و حدود دو ساعت می نشستیم در مورد " ساموئل بکت " و نمایش " در انتظار گودو " صحبت می کردیم ، بعد هم دست از پا دراز تر می رفتیم خانه و غر و لند پدر و مادر را می شنیدیم که از بین این همه کار رفته چسبیده به " تیاتر"!
خداییش راست می گفتند.حالا بعد از چهل سال دوندگی به دنبال نمایش و مطالعه در باره ی " استانیسلاوسکی" و" برتولت برشت "، کجای این هنر " تئاتر " ایستاده ایم و کی به ما می گوید خرت به چند؟ مگر همین چند روز پیش به اصطلاح " روز جهانی تئاتر" برگزار نشد؟ انصافا چندنفر از پیشسکوتان به آن مراسم دعوت شده بودند؟ مطمئنم خیلی ها را به باد فراموشی سپردند و فقط چند نفری - به دلایلی - دعوت شده بودند و به میمنت و شادی و سرافرازی! لوح تقدیر گرفتند .بعد هم مراسم به خیر و خوشی به پایان رسید بی آنکه حتی یک نفر ککش بگزد که پیشکسوتان تئاتر خوزستان چرا در این مراسم شرکت نکرده اند.
راستی ، چرا تا نام کفیشه به گوشم می خورد به یاد " خانه ی تئاتر " می افتم؟ شما می دانید الان در آبادان ، خانه ی تئاتر کجاست؟
نعمت نعمتی
نقل از هفته نامه ی یادگاری سه شنبه دوم خرداد 91
نعمت نعمتی