سایه بان

نقش آفرینان

 

در سایه بان های پیش، اشاره ای داشتنم به تاریخچه ی تئاتر آبادان و ازنقش آفرینان و  بنیانگذاران تاتر آبادان مختصر یادی شد و اینکه خاک صحنه خورده های قدیمی را پاس بداریم و یادمان باشد که اگر امروز چیزی به نام تئاتر وجود دارد به خاطر تلاش آنها بوده که با عشق و بی هیچ چشمداشتی به این مهم مبادرت ورزیده اند.

بی شک ، پرداختن به چنین امری مستلزم وقت بیشتر و کاوش دقیق تر می باشد تا آن گونه که باید حق مطلب ادا شود.در این سایه بان،  می خواهم ازدهه ی چهل یک جهش بزرگ داشته باشم به امروز که همچنان علاقه مندان به تئاتر دارند کار می کنند ، اما می توان تفاوت در نگاه و اندیشه را دید که لازم است هم به نکات مثبت این نوع تفاوت پرداخت ، هم به نکات منفی آن.

آن زمان ، آن چنان که باید مرکز آموزش گسترده ای وجود نداشت که بخواهند آخرین یافته های تئاتر را به هنرجویان آموزش دهند ، اما اکثر بزرگان عرصه ی نمایش، هر از گاهی با استفاده از مراکز آموزشی پایتخت به دانش خویش می افزودند و برخی اوقات نیز  از راه کوشش و خطا و یا مطالعه به بازی یا کارگردانی می پرداختند .کما اینکه امروز هم متاسفانه نه تنها در آبادان که در بیشتر شهرها ، هستند کسانی که بی هیچ دستمایه و یا رهتوشه ای کارگردانی می کنند یا بی هیچ آموزشی به بازیگری مشغول هستند.ولی وجود برخی آموزشگاه ها به نظر نگارنده ، می تواند هم نقطه ی امیدی باشد ، هم اگر خدای ناکرده بی مطالعه به آموزش بپردازند زیان  های غیر قابل جبرانی به بار بیاورد.

چندی پیش به همت دوستان عزیزم در یادگاری - کورش کرمپور و احمد بن رشیدی – و به دعوت سرپرست آموزشگاه تئاتر نقش آفرین ، تدریس یک ترم  " فن بیان "  هنرجویان آن آموزشگاه را به عهده داشتم .نکته ی جالب توجهی که در این آموزشگاه دیدم آن بود که تاکنون با استفاده از دو تن از پیشکسوتان و چهره های تئاتر ایران – علیرضا خمسه و سیاوش تهمورث – مبادرت به برگزاری کارگاههای بازیگری  کرده که این حرکت می تواند حاوی این پیام باشد که متولیان آموزشگاه به دنبال تقویت هنرجویان هستند و اینکه قرار است با برنامه ریزی به مقوله ی آموزش بپردازند که البته برای اینکه پیشداوری نکنم ، می گویم خروجی چنین تلاشهایی را بایستی در آینده دید و هنوز نمی توان قضاوت کرد . اما داشتن این نگاه ، بی شک نشات گرفته از تفکر و ژرف نگری سرپرست آموزشگاه می باشد که  می خواهد چشم انداز روشن و درستی را برای هنرجویان تئاتر فراهم نماید.

می بینی دوست عزیز سایه بان! تازه قلمم گرم شده بود که می بینم ستون سایه بان دارد به انتها می رسد.بفرما یک چای لب سوز تا ادامه ی مقوله ی تئاتر آبادان را در سایه بان های دیگر دنبال کنیم.خب؟


نقل از هفته نامه ی یادگاری نهم خرداد ماه 1391